آگاهی

مسأله‌ی آگاهی (consciousness) یکی از تأثیرگذارترین مسائل فلسفه‌ی ذهن در سه دهه‌ی گذشته بوده است. مسأله‌ای که از سویی بدل به مشکلی برای تمام نحله‌های مادی‌گرا در این شاخه شده (به گونه‌ای که برخی آن را نوعی راز ناگشودنی برای نوع بشر دانسته‌اند، و برخی نیز سخن گفتن از آن را مهمل دانسته‌اند)؛ و از سویی برخی فیلسوفان دین از طریق آن ادله‌ای برای وجود خدا آورده‌اند.
شب گذشته کتاب جدیدی از انتشارات فرهنگ معاصر خریدم با نام آگاهی. این کتاب را سوزان بلک‌مور نوشته و رضا رضایی ترجمه کرده است. کتابی است در قطع پالتویی در 196 صفحه و با قیمت 2600 تومان. اصل کتاب را انتشارات دانشگاه آکسفورد در مجموعه‌ای که با نام در‌آمدهای خیلی کوتاه چاپ می‌کند منتشر کرده است (می‌توانید فایل پی‌دی‌اف آن را از این‌جا بگیرید.)
اول از رضایی بگویم. رضایی بیشتر مترجم ادبی است. دارد مجموعه آثار جین آستین را ترجمه می‌کند، که احتمالاً‌دیده‌اید. کتاب‌هایی هم در عرصه‌های روان‌شناسی، نقد ادبی، اسطوره‌شناسی، و فلسفه ترجمه کرده. اغلب با نشرهای معتبری مثل نی، ماهی، و کارنامه کار می‌کند، که اقلاً این دو تای آخری در ترجمه‌ی اثر سختگیرند. در این کتاب هم ذوق ادبی‌اش به او کمک کرده تا نثری شسته رفته و خواندنی تحویل خواننده دهد. کتاب را هم از قرار حسین معصومی همدانی پیش از انتشار دیده که تضمینی است برای صحت کار. خود من هم دو صفحه از کتاب را که با اصل انگلیسی‌اش تطبیق کردم به نظرم خوب آمد.
و اما نویسنده‌ی کتاب. خانم بلک‌مور فیلسوف نیست، روان‌شناسی است که در حوزه‌ی آگاهی، و در سالیان اخیر نظریه‌ی میم‌ها ،(memes) کار می‌کند. نظرگاه‌هایش هم به حذف‌گرایانی چون آقا و خانم چرچلند، و دنیل دنت نزدیک است. با این نگاه کتاب وی به عنوان کتابی ابتدایی درباره‌ی آگاهی (موضوعی که هنوز در فارسی در موردش کتابی نداریم) عالی است.
و اما چند نکته:

  1. خانم بلک‌مور در آخرین بخش کتاب در مورد نظریه‌ی میم‌ها توضیحاتی داده (گفتم که ترجمه‌ی آقای رضایی خوب است اما به هر حال میم را مم نوشتن دلیل می‌خواهد.) بگذریم. این نظریه را اول بار زیست‌شناس ملحد انگلیسی، ریچارد داکینز در کتاب ژن خودخواه مطرح کرد. به اصطلاح او میم‌ها واحدهای فرهنگی‌ای مانند تفکرات و اصول رفتاری هستند که خود را در همان الگوی تکاملی تکثیر می‌کنند . این تکثیر می‌تواند گاه مخرب باشد (او در این‌جا تعبیر ویروس ذهن را به کار می‌برد.) و چون از دید او دین هم مخرب است، پس باید یکی از همین ویروس‌ها باشد (من فقط می‌خندم.) القصه، خانم بلک‌مور هم مطالبی از این قبیل در قسمت میم‌ها نوشته که در ترجمه حذف شده‌اند.
  2. یک نکته‌ای که نظر مرا جلب می‌کند این موج ترجمه‌ی کتاب‌ها و مقالات ماتریالیستی افراطی است. تا آنجا که می‌دانم، تنها کتاب مقدماتی‌ای که در فلسفه‌ی ذهن ترجمه شده کتاب ماده و آگاهی پال چرچلند است. مطالب داکینز و هم پالکی‌هایش مثل نقل و نبات در روزنامه‌ها و مجلات چاپ می‌شوند که برخی از آن‌ها صراحتاً در رد دین‌اند. از جنبه‌ی دینی قضیه هم که بگذریم، لا اقل بیاییم از کسانی ترجمه کنیم که بینش فلسفی عمیق‌تری دارند، ولو این‌که ملحدند.
  3. مجموعه‌ای که ترجمه‌ی این کتاب ضمن آن چاپ شده دانش معاصر نام دارد که تحت نظر حسین معصومی همدانی و محمدرضا خواجه‌پور چاپ می‌شود. به این مجموعه نگاهی بیندازید. کتاب‌های خوب دیگری هم دارد. خصوصاً کتابی در فلسفه‌ی علم از سمیر اکاشا (/عکاشه؟) که هومن پناهنده ترجمه کرده است ( نقدی بر آن را این‌جا بخوانید و اصل آن را هم از این‌جا بگیرید.)
Blogged with the Flock Browser

1 نظر:

ناشناس گفت...

من به اینکه شما به مخرب بودن دین خندیدید خندیدم.
دلیل اینکه چرا مطالب داکینز مثل نقل و نبات چاپ می‌شوند و مطالب افرادی که "دید عمیقتری" دارند نادیده گرفته می‌شوند خیلی ساده است. آن دید عمیقتر در واقع نماد چرندیات بیشتر است که در جامعه علمی که حدود 95 درصد آن وجود خدا را قبول ندارند خواهان چندانی ندارد، چرا که علم بر پایه روش علمی (Scientific Method) بنا شده و تحلیل‌هایی که به ارائه فرضیات قابل تست و رد شدن (Falsifiable) منتهی نشوند را بی ارزش می‌داند. پاسخ این سوال که "هشیاری چیست"، جمله "مربوط به روح و خدا می‌شود" نیست. چون این دو کلمه تنها برچسب‌هایی هستند برای عبارت "نمی‌دانم" و چیزی را توضیح نمی‌دهد، و به همین دلیل هم علمی نیستند. روزی که افراد با "دید عمیقتر" راه خود را به جامعه علمی باز کنند روز خواندن فاتحه علم و دانش بشری است، و خوشبختانه هر چقدر که شما و جناب ازغدی (اسمش به هر شکل که نوشته شود اهمیتی ندارد!) گرامی تمایل داشته باشید هم این اتفاق روی نخواهد داد.